لباس پوشیدن، شأنی از شئون انسان است و پدیده ای که تقریباً به اندازه طول تاریخ بشر سابقه و به قدر پهنه جغرافیایی امروزین زمین، گسترش دارد. این پدیده با خصوصیات مختلف فردی و اجتماعی انسان در ارتباط است و می توان آن را از دیدگاههای مختلفی از قبیل روانشناسی، اخلاق، اقتصاد، جامعه شناسی، مذهب، قانون، تاریخ، جغرافیا مورد مطالعه قرار داد و برای یافتن پاسخی به این گونه پرسشها به جستجو برآمد که:
چرا انسان لباس به تن دارد؟
چه رابطه ای میان نوع لباس انسان و خصوصیات روانی او وجود دارد؟
چه ارتباطی میان وضع مالی و طبقه اقتصادی یک انسان با نوع لباس او برقرار است؟
گروههای مختلف اجتماعی یک جامعه چه لباسهایی می پوشند؟
مذاهب مختلف در باره لباس چه گفته اند؟
و ….
پیداست که پاسخ به هر یک از این پرسشها و دیگر پرسشهای متعدد مشابه آن، محتاج بحثهای مفصل و فرصتهای طولانی است. از مجموع تحقیقاتی که به عمل آمده، مسلم شده که لباس دست کم پاسخگوی سه نیاز آدمی است؛ یکی اینکه او را از سرما و گرما و برف و باران حفظ می کند دیگر اینکه در جهت حفظ عفت و شرم به او کمک می کند و بالاخره به او آراستگی و زیبایی و وقار می بخشد.
لباس را می توان به تعبیری «خانه» و درست تر بگوییم «خانه اول» هر کس دانست. لباس، خانه اختصاصی تر انسان است چون هر فرد نخست در لباس خود سکونت دارد و بعد در خانه اش، و از این قرار است که می توان گفت، همه ما به جهت لباسی که به تن داریم، خانه بدوشیم.
منشاء اصلی لباس، چنان که گفتیم؛ نیاز به محفوظ ماندن، عفیف ماندن و زیبا ماندن است، اگر به گروههای گوناگون اجتماعی نظر افکنیم. می بینیم که لباس زنان، مردان و کودکان با یکدیگر متفاوت است پوشش روستائیان با شهرنشینان فرق دارد. در شهر نیز زنان خانه دار، لباسی متفاوت با لباس زنان کارمند به تن می کنند و اصناف و صاحبان حرفه های گوناگون نیز به تناسب کار خویش لباس خاصی دارند. طبقات مختلف اجتماع نیز بسته به وضع اقتصادی و درآمد خود لباسهای گوناگون می پوشند و شرایط اقلیمی هر منطقه نیز بر نوع لباس مردم آن تأثیر می گذارد.
لازم است مقصود خود را از «فرهنگ» بیان کنیم. فرهنگ در نظر ما و به تعریف ما، عبارت است از کلی ترین بینش و نگرشی که یک جامعه نسبت به جهان دارد. این بینش و نگرش همان معنایی است که آن جامعه برای هستی و انسان قائل است و به اندازه ای کلی و جهانشمول است که همه ارزشها و روشهای خود واجتماع را در بر می گیرد.
ما معتقدیم که «جهان بینی» هر قوم در شکل و کیفیت بسیاری از جنبه های محسوس و ملموس زندگی آن قوم، تأثیری قومی دارد. جهانی که مردم می سازند و در آن زندگی می کنند تا اندازه زیادی تحت تأثیر جهان بینی آنان است. جوامع مختلف بسته به اینکه نسبت به هستی چه بینشی داشته و چه معنایی برای زندگی قائل باشند چه ارزشهایی را برجهان حاکم بداند، سبک و اسلوب خاصی در ساختن شهر، خانه پوشیدن لباس و نظایر آن خواهندداشت.
رابطه لباس و فرهنگ به اندازه ای قوی است که وقتی یک خارجی و یا غریبه وارد محیطی می شود علامتی که او را می شناساند همان لباس اوست. گویی انسانها با لباس خود با یکدیگر صحبت می کنند و هر کس به زبان لباس خویش خود را معرفی می نماید که من کیستم از کجا آمده ام و به چه دنیایی و چه فرهنگی تعلق دارم. سخن بر سر این مطلب است که اختلاف بین تن پوش مردم جوامع مختلف گذشته از خصوصیات جغرافیایی، اقلیمی و عوامل اجتماعی، اقتصادی ـ ناشی از فرهنگ و جهان بینی آن جامعه نیز هست. انسان بسته به اینکه برای جهان چه معنایی قائل باشد لباس پوشیدنش تفاوت دارد. لباس انسان، نخست تابع فرهنگ جامعه اوست و سپس تابع سلیقه او.
طی سالهای رشد و تکامل هنر، اندیشه و افکار نوین صاحب نظران پیش زمینه سبکها و نگرشهای گوناگون شده که پیامد آن عرصه دستاوردهای نوین هنری بوده است. به این ترتیب روند تحول هنر با ابهام گیری نسلهای بعدی از بنیانگذاران و پیشروان سبکهای هنری و مطالعه افکار آنها پایه ریزی شد و همگام با شیوه های جدید ارائه شده ادامه پیدا کرد.
سبکهای نوین با نگرش و بازتاب خاص مردمی روبرو می شد که طبق عادت و علاقه شخصی با هر چیز نوینی به مقابله می پرداختند و سعی در دگرگونی آن می نمودند از این رو افکار جامعه بشری نیز بی تأثیر در راهبری سبکهای پایه ریزی شده نبود گذشته از تفکر و نگرش نیز بی تأثیر در راهبری سبکهای پایه ریزی شده نبوده است. گذشته از تفکر و نگرش بشر کنجکاوی و خلاقیت او باعث پیدایش تکنولوژی و صنعت به بشر این امکان را می داد که تخیلات و طرح های خویش را به مرحله اجرا در آورد. در این راستا نحوه رنگ پوشاک و خوراک مردم با توجه به تنوع طلبی و گرایش به زیبایی همواره دستخوش دگرگونی و تحول بوده است.
لذا تغییرات در شیوه پوشش و یا به عبارتی مد بی تأثیر از تحولات دنیای هنری نمی باشد چه بسا که تغییرات آن جزو ملموس ترین تغییرات در زندگی روزمره می باشد.
در طی زمانهای مختلف مدهای جددیی ارائه شده طبق روش خاصی به تمامی دنیا عرضه می شد و آن را همه گیر می نمود. زمانی مهمترین این روشها، تجارت افرادی بوده است که از تنوع طلبی انسانها استفاده می کردند و لباس های رایج در میان ملتی را به گروهی دیگر در جای دیگر عرضه می کردند و به این شکل هر پرسش جدیدی به نحوی همه گیر ارائه می شد.

دسته بندی : لباس مردانه